چند كلمه درباره ماندگاری وبلاگ ها

خانه / آموزشی / چند كلمه درباره ماندگاری وبلاگ ها

چند كلمه درباره ماندگاری وبلاگ ها

von طراحی سایت منسیکس Facebook Google+
در آموزشی

ماندگاری وبلاگ

ماندگاری وبلاگ ، «سرم شلوغ بود، ناجور…»، «بدجوری گرفتارم، مدت هاست چیزی ننوشتم. بیزیِ بیزی هستم…»، «این دفترچه دارد همینجور خاك میخورد و من فرصت نمیكنم چیزی بنویسم …».
اهالی دنیای سایبر و به ویژه آنها كه با وبلاگ ها بیشتر سروكار دارند. با این جملات به خوبی آشنا هستند. بسیاری از وبلاگ ها، پس از یك دوره فعالیت نسبتاً منظم و پرشور، به تدریج با به كارگیری جملاتی از این دست، گاه بی سر و صدا و گاه همراه با غزلی، دست كم با نوشتن در فضای سایبر خداحافظی میكنند.

سایت ها و وبلاگ ها، اگر چه پدیده هایی بسیار مدرن در محیط رسانه ای هستند. و خصوصیات خاص خود را دارند. اما در یك نگاه كلی تابع همان قواعد اساسی رسانهای هستند.

كه یكی از آنها میگوید: آمدن در این محیط آسان است. اما ماندن در آن دشوار و موفقیت، بسیار دشوار. و این دشواری امروزه، گریبان بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها را گرفته است.

● آمدنم بهر چه بود…

تب وبلاگ نویسی كه راه افتاد، بسیاری از هموطنان و همزبانان ما را نیز به خود مبتلا كرد. به نظرم، آنها با هر انگیزه ای كه آمدند. در مجموع این یك پدیده مثبت و تأثیرگذار در حیات رسانه ای ما محسوب میشود.

كه در جای خود باید مورد مطالعه قرار گیرد. به ویژه از جنبه های جامعه شناختی و روانشناسی اجتماعی. تحلیل محتوای بسیاری از این ماندگاری وبلاگ ها میتواند ما را با روحیات بخشی از جامعه ما و به ویژه جوانان كه درصد مهمی از جامعه ما را میسازند، آشنا كند.

انگیزه آمدن آنها به فضای مجازی، هرچه كه باشد. از یك <خودنمایی> ساده و سالم گرفته تا واگویه حرف هایی كه سال ها در دل بوده و جایی نمی یافته تا بر زبان جاری شود.

از نیاز ساده ارتباط داشتن و شناخته شدن تا لذت عضوی از جمعی بودن، حتی با هویتی گاه ساختگی، و بسیاری انگیزه های دیگر، اینك تابلویی در برابر ماست كه خواندن و یا در واقع كشف رمز كردن لایه های تودرتوی آن میتواند ما را با خواسته ها، دلبستگی ها، نیازها و رازهای یك نسل نو آشنا كند.

آنها بهر هر چه كه آمده اند، اینك، اثر انگشت خود را بخوانیم نیازهای دل جوان خود را بر دیواره های این غار نهاده اند. و اكنون آنان كه مشعل در دست دارند.

اگر بخواهند، میتوانند پا به درون غار بگذارند و از هزارتوهای روان یك نسل نو تا حدودی آگاه شوند.

در دنیای پیش از این، شاید، آنان باید میلیاردها هزینه میكردند تا دریابند كه در درون این نسل چه میگذرد. اینك اما، آنان خود پیشگام شده و آن را در برابر دیدگان گذاشته اند. فقط خواندن بلد باید بود.

● به كجا میروم آخر…

هدف من در این نوشته، بیش از آنكه تحلیل محتوای سایت ها و ماندگاری وبلاگ ها باشد. بیشتر حول و حوش چرایی آمدن، چگونگی ماندن یا نماندن آنهاست.

اكنون آن موج اولیه وبلاگ نویسی كه بسیاری را در فضای سایبر به خود مشغول داشته بود. تا حدودی فرو نشسته است.

البته من، اینگونه احساس میكنم؛ در عوض وبلاگ ها و یا سایت هایی با محتوایی عمیق تر، تخصصی تر و حرفه ای تر به جا مانده و یا پدید آمده اند: وبلاگ هایی بسیار پرمحتوا در زمینه های علمی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و… به طوری كه وبگردیِ نسبتاً تفننی من در سال های گذشته، امروز به یك نیاز اساسی تبدیل شده است.

حجم عظیمی از ادبیات كلاسیك و مدرن ما امروزه به محیط سایبر منتقل شده است. كمتر هنرمندی در رشته های مختلف هنری را میتوان یافت كه پایگاهی برای خود نساخته باشد.

و یا دست كم در یك پایگاه جمعی حضور نداشته باشد. پزشكان ما به تدریج محیط وب را به مدرسه ای عظیم تبدیل میكنند. كه در آن دانسته های خود را با دیگران به اشتراك میگذارند.

رسانه های سنتی به تدریج، بخشی از امكانات و نیروهای خود را به نسخه <روی خط> خود اختصاص میدهند. و جالب تر آنكه حتی بعضی از شركت ها، واحدی را برای تهیه اخبار و مقالات برای ارایه در وب تأسیس كرده اند.

و اینها در كنار هزاران نفری است كه همچنان شهروندان تنهای دنیای مجازی هستند. گویی یكی از مزیت های جنبی اینترنت، توجه به فعالیت های جمعی است كه ما ایرانیان، سخت بدان محتاجیم.

● و چند نكته …

به عنوان كسی سه چهارم عمر چهل ساله خود را مصرف كننده حرفه ای رسانه ها بوده و نیمی را به تولید در این عرصه گذرانده، تجربیاتی دارم.

كه امیدوارم بتوانم به تدریج بخشی از آن را به جوانانی كه تازه به این وادی قدم نهاده اند تقدیم كنم. در اینجا فهرست وار چندتایی از آنها را مرور میكنم و امیدوارم كه در فرصت های دیگر بیشتر و بهتر بدان بپردازم.

▪ استمرار و نظم در انتشار، به نظرم یكی از مؤلفه های اساسی دنیای رسانه ها، از جمله در دنیای مجازی است. اگرچه در محیط فعلی اینترنت به ویژه در كشور ما، كسب درآمد از طریق محتوا یا تبلیغات بسیار دشوار است.

و این، كار را برای استمرار دشوار میكند. اما تعیین اهداف كوچكتر كه بدون نیاز به پول فراوان بتوان از پس آن برآمد، میتواند یكی از راههای بقا در این محیط باشد. تا روزی كه زیرساخت های فنی اجازه كسب درآمد را از این طریق ممكن كند، باید روشهای دیگری را جایگزین آن كرد.

▪ تخصصی شدن در یك زمینه خاص میتواند به بقای یك رسانه در محیط سایبر كمك كند. امروزه در جهان بسیار پیش می آید كه یك رسانه معتبر، از یك وبلاگ یا سایت شخصی خبر یا تحلیل نقل میكند.

تخصصی شدن و یا دست كم برجسته تر شدن یك موضوع در كنار دیگر موضوعات، میتواند خوانندگان ثابتی را برای یك پایگاه اینترنتی، اعم از سایت یا وبلاگ فراهم كند.

و این موضوع، پس از حل مشكلات مربوط به پرداخت الكترونیكی، میتواند زمینه درآمدزایی را برای آن پایگاه آماده نماید.

▪ كمال گرایی و دغدغه بهترین بودن، ضمن اینكه میتواند انگیزه مناسبی برای ارتقای سطح كیفی یك رسانه باشد. اگر از حد معمول و معقول فراتر رود، فلج كننده خواهد بود و پس از فروكش كردن شور اولیه، رسانه را به سرعت به سوی نابودی خواهد كشانید.

▪ اگر چه سرعت، خصیصهِ جدایی ناپذیر دنیای مجازی است. اما صبوری نیز خصیصهِ جدایی ناپذیر موفقیت است. به گمانم هم میتوان سریع بود و هم صبور. سرعت برای كار، صبوری برای موفقیت در كار.

▪ اگر پایگاهی ساخته ایم، رسانهای كه مخاطبانی یافته و امروزه، به هر دلیلی، دیگر توان ادامه دادن این راه وجود ندارد. آن را به روزمرگی نكشانیم.

ما كار خود را كرده و لذتمان را برده ایم. با روزمرگی آن را به ابتذال نكشانیم. شجاعت آن را داشته باشیم كه نیرو و خلاقیتمان را در جایی و زمانی دیگر بیازمائیم.

▪ رسانه های دنیای مجازی، عمری چندان طولانی ندارند. اما در همین مدت كوتاه، گستردگی فراوانی یافته اند. تبادل تجربیات در این حوزه، میتواند از تكرار اشتباهات جلوگیری كند. از تبادل تجربه استفبال كنیم. ماندگاری وبلاگ.

لطفا به این نوشته امتیاز دهید
[کل: 1 میانگین: 5]